نوشته‌ها

معماری منزل : پژوهش‌ها درباره رابطه معماری و روان انسان‌ها می گویند؟

معماری منزل

معماری منزل و روانشناسی

نویسنده: معصومه سلمانی

مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه


چکیده: بسیاری از معماران و روانشناسان باور دارند که محیط‌ها و سبک معماری ساختمان‌ها می‌تواند سبب تاثیرات مثبتی بر رفتارها، خلق و خو و به طور کلی سلامت روان ما شوند و در این باره پژوهش‌هایی انجام شده است. در این نوشته به گزارش چندین پژوهش درباره معماری منزل پرداخته ام.


مقدمه

در این نوشته تلاش کرده ام به پژوهش هایی بپردازم که درباره یکی از مهمترین مکان هایی است که ساعات بسیاری از عمرمان را در آن می گذاریم؛ یعنی خانه. پژوهش هایی که در اینجا ارائه شده به تاثیر ساختار و معماری منزل بر رفتار و فرآیندهای ذهنی ما می پردازد و نقش آن‌ها بر خودآگاه و ناخودآگاهمان را بررسی می‌کند.

نتایج این پژوهش ها برای ایجاد راهبردهایی در طراحی و بهینه کردن فضاست. البته ساخت فضایی ایدئال و کامل که تمام مولفه ها را دربربگیرد ناممکن است. همیشه تفاوت های فردی موثر اند و همه مولفه ها با هم سازگار نیستند.

بنابراین برای مثال ساخت منزلی بی نقض که تمام مولفه های سلامت روان را تامین کند ناممکن است. بیشتر اوقات این پژوهش ها کمک می کنند تا ما معماری منزل یا محیط ها را بهبود ببخشیم و از این طریق مولفه هایی سلامت روان را در محیط تقویت کنیم.

گاهی این پژوهش ها یافته هایی دارند که می تواند حتی جالب، ضد شهود و درک اولیه و ساده ما از محیط زندگی مان باشد. برای اینکه این موضوع را نشان دهم مثالی می زنم. بنای سنت لوئیس در ۱۹۵۴ ساخته شد و به دلیل عدم اتلاف هر گونه فضای نیمه خصوصی در طراحی مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. به مرور زمان چیز دیگری درباره این بنا توجه صاحب نظران را جلب کرد. این محیط برای خرابکاری و وندالیزم مورد استفاده قرار گرفت و به همین دلیل ۱۸ سال بعد تخریب شد!

بنابراین پژوهش هایی که در این نوشته به آنها اشاره شده است در جهت بهبود فرایندهای طراحی معرفی می شوند. البته تعداد این پژوهش ها روز به روز در حال افزایش است و هدف آنها مطالعات تاثیرات محیط بر زندگی روانی و اجتماعی ما هستند. قرار است نتایج این پژوهش ها راهبردهایی برای طراحی های بهتر و منطبق با روان انسان باشد.

تحقیق دنی فریدمن ( Danny Friedman) و اثاث منزل

پژوهشگری به نام دنی فریدمن در تحقیقی گسترده نشان داده است که “کیفیت پایین، شلوغی بیش از حد و چیدمان نامناسب اسباب و اثاثیه خانه می‌تواند بر سلامت، میزان وقوع جرم و تحصیلات افراد تأثیر بگذارد.”

پژوهش لئون فستینگر و رابطه با همسایگان

لئون فستینگر در پژوهشی نشان داد که طراحی معماری منزله می‌تواند سبب رابطه بهتر و مناسب‌تر با همسایگان و رفتارهای انسانی بهتر شود.

پژوهش جوان میرز لوی درباره رابطه ارتفاع سقف منزل و شیوه تفکر

جوان میرز لوی در تحقیقی دریافت میان ارتفاع سقف منزل و نحوه تفکر افراد مختلف رابطه وجود دارد. وقتی افراد نیاز دارند به جرئیات مسئله ای یا شی ای بپردازند، در اتاق ها با سقف کم ارتفاق کارکرد بهتری دارند. اما زمانی که افراد نیاز دارند درباره موضوعات کلی تر و عینی تر فکر کنند فضاهایی با سقف بلندتر و باز حس آزادی بیشتری را فراهم می آورد. با در نظر گرفتن این پژوهش وقتی به دنبال راه حل های خلاقانه تر هستیم فضاهای گشاده تر کمک کننده تر است.

پژوهش دکتر داک کوپک درباره اندازه کوچک منزله و مسائل روانی

رئیس دپارتمان کالج معماری بوستون به نتایجی دست یافته است که نشان می دهد میان آپارتمان های کوچک، مسائل روان شناختی، خشونت خانگی و استفاده از مواد مخدر رابطه وجود دارد. افراد شرکت کننده در این تحقیق بین سی تا چهل سال سن داشتند و عموماً تحت استرس و تنش بسیاری بودند (برای مثال مشاغلی با موقعیت های استرس زا).

تحقیق درباره رابطه استفاده از الکل و محیط کوچک زندگی

یک پژوهش نشان می دهد دانشجویانی که در محیط های کوچک تری زندگی می کردند نسبت به آنها که در محیط های بزرگتری بودند به احتمال بیشتری الکل مصرف می کردند.

پژوهش درباره آپارتمان های کوچک و تمرکز کودکان

همچنین چند تحقیق نشان می‌دهد کودکانی که در آپارتمان‌های کوچک‌تر بزرگ شده‌اند مسائل بیشتری در تمرکز کردن دارند.

پژوهش درباره تاثیر میزان نور بر خلاقیت و عملکردهای شناختی

تحقیقاتی نیز به مسئله تاثیر میزان نور بر کارکرد های افراد پرداخته اند. یک تحقیق در مرکز پژوهش‌های نور نشان می دهد که ساختمان هایی که بیشترین میزان نور را دریافت می‌کنند، می‌توانند خلاقیت و فعالیت ساکنان و شاغلان را از لحاظ ذهنی بهبود ببخشد و تحریک بصری مور نیاز را برای داشتن یک ریتم زیستی مناسب را فراهم کند.

به طور کلی تحقیقاتی که درباره رابطه میزان نور و عملکردهای شناختی انجام شده است نشان می دهد محیط هایی که دارای روشنایی زیاد (مانند فضاها با پنجره های بزرگ) هستند عملکرد شناختی را بهبود می بخشند. علاوه بر فضای منزل نتایج این پژوهش ها برای محیط مدرسه، بیمارستان ها و خانه سالمندان نیز کارایی دارد و عملکرد شناختی را بهبود بخشیده و از زوال عقل پیشگیری می کند.

پژوهش‌های دیگر

وضعیت محیطی بر مجموعه‌ای وسیع از فرایندهای فیزیولوژیکی و رفتاری از جمله ریتم‌های شبانه‌روزی، تحریک و خلق‌وخوی و شناخت انسان تأثیر می‌گذارند. یافته‌های کنونی نشان می‌دهد معماری ای که حس سادگی و پاکیزگی را در کنار تزئینات زیبا ارائه می‌دهد می‌تواند برای افزایش کارایی افراد ساکنان بسیار سودمند و کارا باشد.


در دو پیوند ( اینجا و اینجا ) می توانید مطالب و پژوهش های جالبی را درباره تاثیر معماری و محیط ها بر انسان بیابید.

172 بازدید

روان و معماری : درباره تأثیر معماری بر روان انسان بیشتر بدانیم

روان و معماری

روان و معماری : ما چگونه با محیط خود ارتباط برقرار می‌کنیم و فضاها چگونه بر ما تأثیر می‌گذارند؟

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه: ۶ دقیقه


چکیده: در این نوشته تلاش کرده‌ام نگاهی اجمالی به مسئله تأثیر طراحی فضاها و معماری بر روان انسان داشته باشم و به این موضوع در چند بخش پرداخته ام. شما می‌توانید مطالب مفیدی درباره روان و معماری به طور کلی و رابطه معماری با حواس، رفتار، تأثیر متقابل آنها و در نهایت تجربه کاربری به طور جزئی بخوانید.


مقدمه

دانشمندان بسیاری درباره تأثیر محیط بر روان انسان سخن گفته‌اند اما کمتر درباره چگونگی این تأثیر سخن گفته شده است و مطالعات انجام شده هم محدود است. ما زمان‌های بسیاری از طول عمر خود را در ساختمان و فضاهای شهری می‌گذاریم که همه آنها به نوعی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این تأثیر می‌تواند بر  احساسات، عواطف، رفتارها، نحوه فکر کردن و حتی عملکردهای ما در اجتماع باشد.

سوال اینجاست آیا می‌توانیم با آگاهی از این نحوه تأثیر، محیط و فضاها را طوری طراحی کنیم که انسان‌ها سلامت روان بیشتر، اضطراب، افسردگی و استرس کمتری را تجربه کنند؟ و حتی بیشتر از آن بتوانیم لذت و حس زیباشناسی را پرورش دهیم و اجتماع انسانی را با ارزش‌های والاتری سامان دهیم؟

برای اینکه بتوانیم به چنین سوالاتی پاسخ گوییم باید درباره ربط و نسبت فضاها و روان انسان بیشتر بدانیم. کدام بخش‌های روان درگیر فضاها و محیط‌ها می‌شود؟ ما چگونه با محیط خود ارتباط برقرار می‌کنیم و فضاها چگونه بر ما تأثیر می‌گذارند؟ قطعاً پاسخ به این سوالات کمک می‌کند که معماران بتوانند فضاها را طوری طراحی کنند که افراد سلامت روان بیشتری را تجربه کنند.

جسم، روان و معماری

برای اینکه به این موضوع بپردازیم ابتدا باید چیزهایی درباره مغز انسان و چگونگی ارتباطش با محیط اطراف بدانیم. پاول مک لین نظریه‌ای درباره مغزهای سه‌گانه انسان را مطرح کرده است که مغز انسان را به سه بخش تقسیم می‌کند: ۱. مغز قدیم؛ ۲. مغز میانی؛ ۳. مغز منطقی.

روان و معماری

مغز قدیمی که به مغز خزنده نیز معروف است داخلی‌ترین بخش مغز ماست و وظیفه‌اش حفظ بقاست. این بخش میان انسان و همه موجودات حتی خزندگان مشترک است و با قسمت‌هایی از بدن که به فرایندهای غیرارادی مرتبط است رابطه دارد؛ مانند تپش قلب و گردش خون، کارکرد دستگاه تنفسی، دستگاه گوارش، دستگاه ایمنی و کارکردهای ضروری دیگر بدن. از آنجایی که این بخش مربوط به بخش حیاتی و بقای ارگانیسم انسان است بیش از همه می‌تواند بر عملکردهای ما تأثیر بگذارد.

واکنش‌هایی ناخودآگاه افراد به محیط در برابر خطر که به صورت خودکار و سریع انجام می‌شود مربوط به همین مغز خزنده است. همچنین بسیاری از بیماری‌های روحی مزمن در نتیجه واکنش‌های بلند مدت این ناحیه از مغز به منزله نوعی واکنش به محیط اطراف است. بنابراین این بخش مغز به طور ناخودآگاه تأثیر پذیری بسیاری از محیط دریافت می‌کند و به سرعت به آن واکنش نشان می‌دهد.

می‌دانیم که تجربه اضطراب فقط مربوط به فضاها نیست. همه ما در زندگی روزمره به فراخور کار، روابط بین فردی، تحصیل و فقدان عزیز از دست رفته‌ای ممکن است اضطراب را تجربه کنیم. اما موضوع در اینجا این است که آیا محیط می‌توانند خود سبب ایجاد، کاهش یا افزایش اضطراب شود؟ آیا فضا و محیط می‌تواند طوری طراحی شود که مستقیماً بر سلامت روان، کاهش استرس و تنش کمک کند؟

نقش حواس

در اینجا شاید بهتر باشد به این موضوع بپردازیم که انسان چگونه به طور کلی از محیط تأثیر می‌پذیرد. اولین ورودی اطلاعات برای انسان حواس اوست یعنی چیزی که از طریق حس‌های پنجگانه خود درک می‌کنیم. حواس ما نحوه تفکر، احساسات و کنش‌های ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این یعنی حواس ما بر تمام بدن ما اثر می‌گذارد.

اگر حواس ما به شکل مثبتی تحریک شده باشد، احساس آرامش خواهیم کرد مانند موسیقی ای آرامش بخش یا بویی خوشایند یا منظره‌ای زیبا. و برعکس دیدن فضایی به هم ریخته یا بوی ناخوشایند می‌تواند احساساتی ناخوشایند را در ما ایجاد کند.

اگر بخواهیم این موضوع را به هر فضای بیرونی و در اینجا معماری و فضاهای شهری تعمیم دهیم می‌توانیم بگویم معماری می‌تواند تفکر، احساسات و رفتارهای ما را تغییر دهد. برای مثال فضاها و مکان‌هایی می‌توانند احساسات ما را تحریک کنند و سبب انگیزه بیشتر یا بهبود کارکرد و حتی افزایش تمرکز ما در حین کارهای مختلف شود.

برای احساس آرامش در یک مکان تهویه مطبوع، دمای مناسب، نورپردازی، حضور گیاهان درون محیط، مواد به‌کاررفته برای ساخت و طراحی محیط، روش‌های ساخت و … همه در کنار هم می‌توانند نقش اساسی را برای ایجاد محیطی سالم‌تر فراهم آوردند. به همین صورت برعکس، فضاها می‌توانند احساس عدم آسایش روانی را ایجاد کنند و ما را بیش از اندازه حساس و مضطرب کنند.

تأثیرات متقابل روان و معماری

شاید تعجب کنید اما ساختمان‌ها و فضاها حتی می‌توانند بر میزان مسئولیت پذیری، وفاداری و حتی هویت یابی شخصیتی تأثیر بگذارند. ساختارهای مکانی الگوهای خاصی از رفتار را ایجاد می‌کنند و نوع طراحی ساختمان یا استفاده از تجهیزات می‌توانند هدایت کننده رفتار انسان‌ها به سوی رفتارهای سازگارانه تر و سازنده باشد. معماری می‌تواند حس تعلق را در مخاطبان ایجاد کند و در نتیجه احساس مسئولیت پذیری را تقویت کند.

اینکه چگونه می‌توان چنین کاری را در فضاها انجام داد قطعاً از پروژه‌ای به پروژه دیگر متفاوت است. در یک اداره شاید آن چیزی که باید در طراحی لحاظ شود حس وفاداری است و در یک بیمارستان مخاطبان نیاز دارند تا احساسی از اعتماد و امنیت را در محیط تجربه کنند. بنابراین ساختمان‌ها بر اساس کارکردهایش می‌توانند تأمین کننده نیازهای مشخص روانی باشند.

 

روان و معماری و رفتار

شاید در این نوشته کوتاه مجال آن نباشد که توضیح دهیم چگونه معماری حتی بر رفتارهای ما تأثیر می‌گذارد و آنها را پیچیده یا ساده می‌کند. اگر طراحی فضاها به گونه‌ای باشد که جلوی الگوهای رفتاری و حرکتی ما را بگیرد بسیاری از افراد محدودیت در کنش‌ها و حرکت را تجربه می کنند که نتیجه آن می‌تواند تجربه روانی خشم، خستگی و تنش روانی و جسمی باشد. برعکس این موضوع هم صادق است. طراحی‌هایی که آزادی و تناسب رفتاری را در نظر می‌گیرند می‌توانند احساس آرامش بیشتری را به مخاطبان هدیه کنند.

کاربری فضا و روان

برخی مکان‌ها کارکرد خاصی دارند. ما از خانه انتظار آرامش و آسایش داریم یا دوست داریم بیمارستان احساسی از امید و زندگی را در ما بیدار کند. در مدارس می‌خواهیم احساس کنجکاوی و شور و هیجان را در ما پرورش دهد و از ساختمان‌های اداری توقع داریم در محیط کاربری خود تمرکز، خلاقیت و نظم را افزایش دهد. وقتی این شاخص‌ها رعایت نمی‌شود افراد احساساتی چون دل‌زدگی، کسالت و کلافگی را تجربه می‌کنند و حتی ممکن است سبب تقویت الگوهای رفتاری مخرب و پرخاشگرانه در محیط شود. اسباب و اثاث تمام ساختمان‌ها از این امور مستثنی نیست و بسیار خوب است که بنا بر کاری که در فضایی می‌خواهیم انجام دهیم از مشاوران خبره کمک بگیریم تا تجربه کاربری بهتری را رقم بزنیم.


در اینجا می توانید یک مجموعه جالب از پژوهش هایی که در حوزه معماری و روان انسان انجام شده بخوانید.

224 بازدید