تاثیر معماری بر روان انسان‌ : چگونه معماری بر روان اثر می‌گذارد؟ بخش دوم

تاثیر معماری بر روان انسان‌

معماری از چه راه‌های پنهانی که بر روان انسان اثر می‌گذارد؟ بخش دوم

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه: ۵ دقیقه


چکیده: این نوشته ادامه متنی با عنوان تاثیر معماری بر روان انسان‌ است که به اثرات معماری و طراحی شهری بر روان انسان می‌پردازد این نوشته‌ها در دو بخش آماده شده‌اند. اینجا می توانید بخش اول را ببینید.


تاثیر معماری بر روان 

در ادامه مطلبی که درباره ‌تاثیر معماری بر روان ما بود به پژوهش‌های شارلز منگومری می‌پردازیم. نویسنده و متخصص فضای شهری است. به نظر وی مسئله‌ای که به‌شدت در فضای زندگی شهری تأثیرگذار است پدیده‌ای به نام ” فاجعه در روانشناسی خیابان” است. شارلز منگومری کتابی دارد به نام شهر شاد که در این کتاب هشدار می‌دهد: “همان‌طور که اجاره‌نشین‌های خارج از شهر سعی می‌کنند در مناطق مرکزی شهری جمعیت خود را بیشتر کنند، ساختمان‌ها و بلوک‌ها و فضاهای سرد و دلسردکننده‌ی بیشتری روز به روز در سطح شهرها و خیابان‌ها تشکیل خواهد شد.”

یافته‌ها درباره فضاهای سبز و تأثیر آنها بر روان انسان

از یافته‌های تکرار شونده در پژوهش‌های شهری این است که سطح بیشتری از فضای سبز در شهرها و ساختمان‌ها می‌تواند سطح تنش و استرس را در میان افراد ساکن کاهش دهد. ونکوور یکی از شهرهایی است که بالاترین نرخ تقاضا برای زندگی را میان شهرهای جهان دارد و به این امر را به‌نوعی تحقق بخشیده است. به عبارت دیگر، در بسیاری از ساختمان‌های ساخته شده در این شهر با وجود قوانین خوب شهرسازی، چشم‌اندازهایی از کوه‌ها، جنگل‌ها، فضای طبیعی و اقیانوس و دریا پیش روی چشم بسیاری از ساکنان این آپارتمان‌ها وجود دارد.

یک پژوهش در حوزه جمعیت در انگلستان نیز در سال ۲۰۰۸ نشان داده است که سلامت در میان کسانی که دسترسی بیشتری به فضاهای سبز بهتر دارند در میان رده‌های اقتصادی ضعیف که کمتر دسترسی دارند به نوعی بیشتر است و نوعی از عدم تناسب اجتماعی در اینباره وجود دارد.

اما چنین چیزی به چه عللی به جز موارد مربوط به آلودگی رخ می‌دهد؟ یکی از نظریه‌های موجود این است که پیچیدگی بصری محیط‌های طبیعی مانند آرام‌کننده‌های مغزی برای ما عمل می‌کند.

این نظریه با یافته‌های الارد که در منهتن و نیز با پژوهش واقعیت مجازی همخوان است که در ۲۰۱۳ که در ایسلند انجام گرفته بود. در پژوهش نامبرده در ایسلند شرکت‌کننده به وسیله فناوری واقعیت مجازی خیابان‌ها و مناطق مسکونی بسیاری را دیده بودند و بهترین معماری موجود و چشم‌اندازی که از لحاظ ذهنی برای آن‌ها رضایت‌بخش بوده را ارزیابی کردند. در پژوهش دیگری که آن هم از فناوری واقعیت مجازی استفاده می‌کرد نیز یافته‌ها حاکی از این بود که افراد در اتاق‌هایی که گوشه‌های منحنی دارند به نسبت وجود گوشه‌های تیز و مستطیلی احساس بهتری دارند. این در حال بود که دانشجویان طراحی و معماری دقیقاً به عکس این موضوع را باور داشتند.

تاثیر معماری بر روان : طراحی شهری فراتر از زیبا شناسی

اهمیت طراحی شهری فراسوی مسائل مربوط به زیبایی‌شناسی است. تعدادی از پژوهش‌ها نشان داده است که بزرگ شدن در شهر شانس ابتلاء به اسکیزوفرنی و خطر دیگر اختلالات روحی مانند افسردگی و اضطراب مزمن را افزایش می‌دهد. به نظر پژوهش گران محرک اصلی این امر “استرس اجتماعی” است. از نظر آن‌ها استرس اجتماعی از فقدان پیوند اجتماعی و وجود ارتباط مناسب در محله‌ها ناشی می‌شود.

در پژوهشی آندریاس مایر لیندنبرگ در دانشگاه هیدلبرگ نشان داد زندگی شهری می‌تواند در برخی از افراد برخی از ساختارهای مغز را تغییر دهد و در نتیجه سبب کاهش ماده خاکستری قسمت‌هایی مغز شود.

امروزه بسیاری از مسئولان شهرهای دنیا مسئله انزوای اجتماعی را از عوامل خطرناک برای به وجود آمدن بسیاری از بیماری‌ها می‌دانند. با وجود تمام مسائل گفته‌شده، سوال اصلی در طراحی فضای شهری این است که آیا ممکن است در مقابل همه این مخاطرات فضای شهری و بناها را به‌گونه‌ای طراحی کنیم که انسان‌ها را به ارتباط بیشتر و بهتر تشویق کند؟

یکی از اولین تلاش‌هایی که ویلیام وایت در مقام یک پژوهشگر و جامعه‌شناس در این باره انجام داده است حاکی از توصیه‌های طراحی برای معماران و مدیران فضای شهری برای گذاشتن اشیا و مصنوعات مختلف شهری در نزدیک یکدیگر برای بیشتر کردن کنش‌های میان افراد است. توصیه ویلیام وایت این است که با این کار در فضاهای عمومی افراد از نظر فیزیکی با یکدیگر ارتباط گرفته و بیشتر صحبت می‌کنند.

در ۱۹۷۵، یکی از همکاران «وایت» پروژه‌ای به نام پروژه فضاهای عمومی The Project For Public Spaces را تأسیس کرد. بر اساس این پروژه روش استفاده مردم از مرکز راکفلر در شهر نیویورک را تغییر داد. این پروژه این کار را از طریق قرار دادن نیمکت‌هایی در کنار درختان کناردست مجموعه به جای محلی که مدیریت آن مرکز پیش از ان خواستار آن شده بود انجام داد. شرکت معماری اسنوهتا Snohetta نیز از روش مشابهی در میدان تایمز پیروی کرده است و با قرار دادن نیمکت‌های بتنی در راهی که پیش از این محل عبور وسایل نقلیه بود محلی برای عبور عابران ساخته است.

دسترسی به فضاهای عمومی تنهایی افراد در زندگی مدرن را در شهرها کم نخواهد کرد، اما این امر می‌تواند سبب ایجاد احساس درگیری بیشتر و آسایش از محیط اطراف شود. الیارد در این باره می‌گوید: “زندگی در میان میلیون‌ها غریبه امری بسیار غیرطبیعی برای یک انسان است.” الارد ادامه می‌دهد: “یکی از وظایف فضای شهری این است که این مسئله را برای انسان امروزی توجیه‌پذیر کند و سوال‌هایی از این دست را پاسخ دهد: چگونه جامعه‌ای را ایجاد کنید که در آن افراد با مهربانی با یکدیگر -در این محیط مملو از میلیون‌ها غریبه‌ی دیگر -رفتار کنند؟ این امر به‌احتمال بسیار زمانی اتفاق می‌افتد که مردم از محیط اطراف خود احساس خوبی داشته باشند. اگر شما احساس خوب و درستی داشته باشید، شوق بیشتری برای صحبت با یک غریبه خواهید داشت.”

یکی از چیزهایی که سبب تثبیت احساس منفی در ذهن یک فرد از زندگی در فضای شهری می‌شود وجود حس دائمی سرگشتگی یا گیج شدن در فضای بزرگ شهری است. بعضی از شهرهای ساده‌تر از دیگر شهرها می‌توانند شما را به مقصدتان برسانند. برای مثال الگوی خیابانی شبکه‌ای مانند نیویورک نسبتاً ساده است، در حالی که لندن در برخی مسیر محله‌ها به نوعی متمرکز و پیچیده است.

تاثیر معماری بر روان : مثال کتابخانه مرکزی سیاتل و احساس راحتی

همین‌طور وجود حسی از سادگی در داخل بنا‌ها همانند شهرها نیز یکی از عوامل مهم احساس راحتی با محیط است. یکی از ساختمان‌هایی که راه‌های داخلی بسیار پیچیده‌ای دارد، کتابخانه مرکزی سیاتل است. با این حال این ساختمان جوایز متعددی را برای معماری خود به دست آورده است. پژوهشگران دانشگاه نورثومبریا این ساختمان را چندین سال مطالعه کرده‌اند و حتی کتابی را درباره آن به چاپ رسانده‌اند. آنها معتقد اند: “جالب است که بنایی را بسیاری از طراحان تمام نقاط جهان تا این اندازه تحسین می‌کنند، اما از منظر راهبردی تا اندازه بسیاری برای افراد ناکارآمد است”.

یکی از مسائل درباره کتابخانه، آسانسورهای بزرگ یک طرفه‌ای است که گردشگران را از طبقه پایین به سوی بالا می‌برد و البته هیچ وسیله مشخصی برای پایین آمدن در این میان وجود ندارد. دالتون یکی از همین پژوهشگران دانشگاه نورثومبریا می‌گوید: “من فکر می‌کنم معماران در این بنا تصمیم داشتند که کمی همه چیز پیچیده شود.” او در این باره ادامه می‌دهد ” موقعیت‌های بسیار کمی در دنیای واقعی وجود دارد که شما می‌توانید از طریق یک مسیر از A به B بروید و در برگشت از B را به سمت A مجبورید به دنبال مسیر دیگری بگردید. این واقعاً افراد را سردرگم می‌کند. “.

اما این چیزی است که درباره شهرها اتفاق می‌افتد: افرادی که در آن‌ها زندگی می‌کنند، تلاش می‌کنند تا با وجود همه موانع طراحی که ممکن است برای آن‌ها پدید بیاورد، شهر را مانند خانه خود ببینند، چه در کتابخانه ا‌ی زنجیره‌ای و بزرگ با آسانسورهای یک‌طرفه باشند و چه در پارک‌های بزرگ و شلوغ.

در کنار تمام راه‌های تعبیه‌شده شهری شما مسیرهایی را می‌بینید که افراد برای گذر انتخاب می‌کنند. این مسیرها در کنار اینکه نوعی اعتراض به معماری فضای شهری اند، راه‌های مورد علاقه افراد در تمام شهر نیز هستند. در این مواقع مردم نوعی شورش جمعی را علیه راه‌های مجاز معماران شهری نشان می‌دهند. دالتون این را بخشی از ” آگاهی توزیع‌شده” در شهر می‌داند.

در اینجا ما به نقطه‌ای مشترک می‌رسیم که معماران، دانشمندان علوم اعصاب و روانشناسان ظاهراً به توافق می رسند: طراحی موفقیت‌آمیز درباره این نیست که بناها یا معماری چگونه بر ما انسان‌ها تأثیر می‌گذارند، بلکه درباره این است که افراد چگونه کنترلی بر محیط اطراف خود یا سهمی از رویه‌های محیط‌های اطراف خود داشته باشند. این دقیقاً همان چیزی ست که به عنوان معماری عصب پایه یا نورومعماری می‌شناسند.


برای مطالعه بیشتر اینجا و اینجا را ببینید

منبع:

http://www.bbc.com/future/story/20170605-the-psychology-behind-your-citys-design

113 بازدید

تاثیر معماری بر روان انسان‌ – چگونه معماری به صورت پنهان بر روان اثر می‌گذارد؟

تاثیر معماری بر روان انسان‌

معماری از چه راه‌های پنهانی که بر روان انسان اثر می‌گذارد؟

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه: ۵ دقیقه


چکیده: در این نوشته و نوشته‌هایی که در ادامه می‌آید با عنوان تاثیر معماری بر روان انسان‌ ، به اثرات معماری و طراحی شهری بر روان انسان می‌پردازیم. این نوشته‌ها در سه بخش آماده شده‌اند.


تاثیر معماری بر روان انسان‌

وینستون چرچیل عبارت معروفی دارد که می گوید: “ما بنا‌ها را می‌سازیم و در سرانجام بناها هستند که ما را می‌سازند.” بیش از ۷۰ سال از گفتن این عبارت گذشته است. به یقین چرچیل بسیار مشعوف می‌شد شد اگر می‌شنید شنید پژوهشگران علوم اعصاب و روانشناسان با شواهد و قرائن سخنان وی را تایید می‌کنند.

بااین‌حال، طراحان شهری غالباً توجه کمتری به تاثیرات شناختی بالقوه معماری شهرها بر انسان دارند. آن‌ها بیشتر تمرکز خود را بر خلق چیزی منحصر به فرد و فردی معطوف می‌کردند و کمتر درباره این موضوع فکر می کردند که این خلق خلق‌ها چگونه رفتار کسانی را تغییر می دهد که با آنها زندگی می‌کنند.

البته امروزه این مسئله در حال تغییر است و آن‌ها دریافته‌اند باید ورای مسئله طراحی و از زاویه‌ای دیگر مسئله نیازهای انسانی را در نظر بگیرند.

روت دالتون یکی از پژوهشگران حوزه معماری و علوم شناختی در دانشگاه شمال آمبریا است وی معتقد است برخی از دستورالعمل‌های طراحی معماری وجود دارد که می‌توان گفت خوب اند، واقعاً مبتنی بر شواهد و قرائن دقیق دقیق‌اند و منطبق بر طراحی بنا‌های کاربرپسند اند. درعین‌حال بسیاری از معماران برآن اند این راهنماهای مهم را مورد غفلت قرار دهند.

تاثیر معماری بر روان انسان‌ : “شهرهای خودآگاه”

“شهرهای خودآگاه” نام کنفرانسی در لندن بود که مباحث کاربردی در این درباره مطرح شد. بررسی چگونگی نزدیکی علوم اعصاب و معماری یا نزدیکی دانشمندان علوم شناختی و معماران به یکدیگر یکی از مباحث مورد توجه در این کنفرانس بود.

این کنفرانس سعی در پیوند فعالیت‌های معماران، طراحان، مهندسان، دانشمندان علوم اعصاب و روانشناسان داشت. گرچه هر کدام از این گروه‌ها فعالیت‌های خود را در سطوح بسیار حرفه‌ای دنبال می کنند، کمتر به موضوعات مشترک و هم پوشانی‌های بین رشته‌ای توجه دارند.

تاثیر معماری بر روان انسان‌

الیسون بروکس که معمار و متخصص در حوزه مسکن و طراحی اجتماعی است یکی از سخنرانان این کنفرانس بود. وی در مصاحبه‌ای اظهار داشت بینش مبتنی بر روانشناسی می‌تواند شهرها را تغییر دهد. به نظر او”اگر علم بتواند طراحی حرفه‌ای، ارزش طراحی و ساخت خوب را توجیه کند، این ابزارهای بسیار قدرتمند احتمالاً کیفیت محیط‌زیست را متحول خواهند کرد.”

این‌گونه تعاملات گسترده بین‌رشته‌ای، قطعاً سبب کاهش احتمال تکرار داستان‌های ترسناکی در دنیای معماری از قبیل مجتمع مسکونی Pruitt-Igoe سنت لوئیس در سال ۱۹۵۰ خواهد شد. مینار یاماساکی طراح این ساختمان بود و شامل سی و سه بلوک با امکانات بی نظیر بود. در نهایت ذره ذره در مدت ۲۰ سال این ساختمان به علت وقوع جرایم مختلف در اطراف خود تخریب شد.منتقدان معمار معتقد بودند فضای گسترده و باز میان بلوک‌های مدرن بلند ساختمانی نوعی از حس دلسردی اجتماعی ایجاد کرده و تنها پس از چندی این فضاها مملو از انواع جرم و جنایت شد.

تاثیر معماری بر روان انسان

این ساختمان تنها نمونه موجود در این زمینه نیست. عدم وجود بینش رفتاری درباره پروژه‌های ساختمانی در آن دوره و ایجاد حسی از انزوای این ساختمان‌ها از جامعه به‌نوعی سبب ایجاد نوعی از حس سرخوردگی شد و به قول از یکی از هنرمندان انگلیسی به نام تانیا تمپا این ساختمان‌ها از پیش به شما اعلام می‌کردند که ” ما طوری طراحی‌شده‌ایم که شما موفق نشوید”.

امروزه مطالعات روان‌شناختی درباره فضاهای شهری و ساختمان‌هایی که افراد در آنها احساس بهتری دارند دانش بیشتر و دید گسترده‌تری را در اختیار ما می‌گذارند. برخی از این مطالعات سعی کرده‌اند عواطف و پاسخ‌های روانی افراد مورد آزمایش را با نصب دست بندها و گردن بندهای حسگر تحت نظر بگیرند یا با استفاده از اپلیکیشن‌های موبایل از احساسی سوال کنند که افراد در محیط پیدا می کنند.

کولین الارد یکی از محققان روانشناسی است که روی تاثیر معماری بر روان انسان‌ و عوامل طراحی معماری را مطالعه می‌کند. وی در این باره می‌گوید: ” این کار سبب به دست آمدن سطحی از اطلاعات می‌شود که پیش از این بسیار سخت‌تر از آنچه فکرش را بکنید قابل دسترس بوده است.”

او در این باره ادامه می‌دهد: “وقتی از مردم درباره استرس آن‌ها می‌پرسیدم آن‌ها به‌راحتی می‌گوید چیز مهمی نیست اما وقتی از نظر روانشناسی آن‌ها را بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم که پاسخ آن‌ها کاملاً عکس گفته آن‌ها است. مشکل اصلی این است که وضعیت و حالت روانی ما می‌تواند سلامت را مستقیماً تحت تأثیر قرار دهد.” با نگاهی دقیق‌تر بر وضعیت‌های روانی خودمان می‌توانیم نحوه تأثیر شهرها و معماری را بر بدن‌های خودمان را متوجه شویم.

از یافته‌های بسیار مهم پژوهش الارد این است که مردم به‌شدت تحت تأثیر نمای خانه‌ها و ساختمان‌ها هستند. اگر نما و ظاهر بیرونی ساختمانی پیچیده و جذاب باشد مردم به صورت مثبت تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

به صورت بالعکس، اگر نما یکنواخت، یکرنگ و ساده باشد می‌تواند تاثیرات منفی به‌جای بگذارد. برای مثال، وقتی گروهی از افراد پژوهش از مقابل ورودی فروشگاهی غذایی در منتهن رد شدند که دارای شیشه دودی بزرگ و طولانی‌ای بود، حسگرهای خلق و حالات روانی آن‌ها افزایش و تلاطمی شدید را بنا به داده‌های به دست آمده از حسگرهای آن‌ها ثبت کرد. آن‌ها حتی قدم‌های سریع‌تری برداشتند تا هر چه زودتر از کنار این فروشگاه رد شوند. البته جای تعجبی ندارد وقتی از مقابل دسته‌ای از رستوران‌ها و همین‌طور فروشگاه‌های دیگر می‌گذشتند، سرعت خود را کم کردند و بیشتر احساس سرزندگی داشتند.

 این نوشته با عنوان تاثیر معماری بر روان انسان‌ ادامه دارد…

برای مطالعه بیشتر اینجا و اینجا را ببینید

127 بازدید

معماران و قرنطینه : تغییر دکوراسیون و چیدمان خانه مناسب روزهای قرنطینه 

‌معماران و قرنطینه

‌معماران و قرنطینه : طراحان داخلی و معماران چگونه از خانه کار می‌کنند؟

نویسنده: معصومه سلمانی

مدت زمان مطالعه :۴ دقیقه


چکیده: در این نوشته با عنوان معماران و قرنطینه تلاش کرده‌ام به زندگی معماران در دوران قرنطینه بپردازم. معماران بسیاری این روزها کارهای خود را از منزل پیگیری می‌کنند. محیط منزل معمولاً مناسب برای کار نیست. بنابراین آنها متناسب با این روزها منزل را تغییر داده‌اند. این نوشته حاوی عکس‌هایی از تغییراتی است که آنها در خانه خود داده‌اند و آن را تبدیل به محیطی لذت بخش تر کرده کرده‌اند.


مقدمه

در این دوران قرنطینه به بسیاری از ما مجبور به دورکاری هستیم و مجبوریم کارها و وظایف شغلی‌مان را از خانه انجام دهیم. محیط خانه قطعاً برای کار کردن تعبیه نشده و ممکن است سبب کسالت یا بی حوصلگی شود. در این نوشته به این موضوع پرداختم که چگونه می‌توانیم فضای منزل را به محیط شادتری برای کار کردن تبدیل کنیم.

برای این کار تصمیم گرفتم در موتورهای جستجو تحقیق کنم و به موارد جالب توجهی برخورد کردم که در اینجا خلاصه‌ای از آنها را می‌خوانید. یک سایت آمریکایی از برخی از معماران و طراحان داخلی درخواست کرده بود تا عکس‌ها و تصاویری از محل کارشان در خانه در روزهایی که در قرنطینه سپری می‌کنند بفرستند تا بقیه افراد بتوانند از آنها ایده یا الهام بگیرند.

این نوشته گزارشی از این سایت است. فرضم این بود که این عکس‌ها و تصاویر می‌تواند برای شما هم جذاب، جالب و الهام بخش باشد.

معماران و قرنطینه

دفتر کار کارمل گریر (معمار و طراح) در خانه

عکاس: استیسی زرین گلدبرگ

گریر می‌نویسد: “من فکر می‌کنم بخشی از آنچه اتاق را خاص می‌کند میزی در وسط اتاق و همراستا با پنجره‌ای بزرگ رو به جنوب است. چیدمانی معمولی که میز جلوی دیوار قرار دارد نمی‌تواند انتخابی خوب باشد.” وی تاکید می‌کند: ” همچنین قرار دادن میز روی مکانی مرکزی در اتاق به معنای این است که این میز می‌تواند یک مبلمان خاص باشد. این میز یک میز پرتغالی از Noir است. قسمت مورد علاقه دیگر من در این اتاق کاغذ دیواری است! این کاغذ دیواری طرحی گرافیکی و اصلاح شده از نقاشی روسو است و سبب می‌شود تمرکز از فضای کتابخانه برداشته شود.

جنت بلومبرگ؛ بنیانگذار معماری KUBE

عکاس: جولیا هاین

بلومبرگ در توضیح محل کارش در منزل می‌نویسد: “من با لپ تاپ خودم روی صندلی قرمزم یا روی مبل مشکی موتو (عکس پایینی) می‌نشینم که دید به حیاط دارد.” “اگر می‌توانید به جای دسک تاپ روی لپ تاپ کار کنید، صندلی راحتی با نمای عالی پیدا کنید … در صورت امکان برای کیفیت بهتر نور، مصرف کمتر انرژی و فضای مطبوع در فضای کار منزل باید از نور طبیعی مطلوبی استفاده کنیم “

عکس های قرنطینه معماران

لورن لیس، طراح و مجری “بهترین خانه در بلوک” HGTV

“من می‌خواهم فضای کاری خود را کاملاً تمیز و خالی نگه دارم تا آماده کار باشم. هر روز مطمئن می‌شوم که همه چیزهای من یعنی کاغذ، لپ تاپ و… را مرتب کردم. بنابراین یک صفحه مرتب و تمیز برای شروع روز بعد دارم. ” اگر فضایی در سطح کار خود دارید، گلدان سبز را روی آن قرار دهید. فهمیدم که کمی زندگی و زیبایی روحیه من را بهتر می‌کند. “


Ann
 ie Elliott بنیانگذار، آنی الیوت طراح

عکاس: جین وریر

الیوت می‌نویسد: “…. دوست دارم در طول روز در قسمت‌های مختلف خانه کار کنم.” وی گفت: “ممکن است در اتاق ناهار خوری شروع کنم،…..تا به دفتر خود بروم و بعد به صندلی راحتی در اتاق نشیمن بروم تا به راحتی مطالعه کنم.” حرکت در اطرافم مرا سرزنده‌تر از آنکه تمام روز پشت میز کارم باشم نگه می‌دارد. “

Tenley Masson، طراح ، Zoe Feldman Design

میسون می‌نویسد: “برخی از مهمترین جنبه‌های یک فضای کاری مولد و راحت برای من هوای تازه، نور طبیعی و داشتن برخی گیاهان در فضا است.” وی گفت: ” معتقدم این‌ها ویژگی‌های مهم محیط کاری شاد و سالم اند. همچنین محیط کاری خود را همیشه منظم نگه دارید. موسیقی را دوست دارم یا تلویزیون بی سر و صدا در پس زمینه و معمولاً چند شمع روشن می‌کنم.

نیکول کراودNicole Crowder، بنیانگذار و طراح مبلمان، اثاثیه یا لوازم داخلی 

کراودر می‌نویسد: ” به دلیل داشتن اولین سال کار تمام وقت به عنوان یک طراح مبلمان ، احساس راحتی و آشنایی با خانه دارم. واقعاً در این اتاق نشیمن کار می‌کنم ، بسیار شبیه به یک دژاوو است.” وی افزود: با قرار دادن ماشین خیاطی روی میز کارم، فضای خانه خود را برای کار راحت تر کردم…. بالکن من در حال حاضر محلی برای هر صندلی بزرگی استفاده می‌شود. در پایان هر روز، وسایل و مواد خود را در کمد قرار می‌دهم.

در اینجا می توانید نکاتی درباره چیمان منزل در روزهای قرنطینه بیابید.

منابع:

https://www.washingtonian.com/

https://www.goodhousekeeping.com/

174 بازدید

‌‌معماری محیط‌ های کاری : گزارشی از چند پژوهش درباره محیط کاری

‌‌معماری محیط‌ های کاری

پژوهش ها درباره ‌‌معماری محیط‌ های کاری چه می گویند؟

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه :۵ دقیقه


چکیده: پژوهش‌های بسیاری به مطالعه تأثیرات طراحی و ‌‌معماری محیط‌ های کاری بر بهره‌وری و سلامت روان افراد می‌پردازند و این تحقیقات هر روز بیشتر می‌شود. این پژوهش‌ها عموماً به دنبال بررسی تأثیر ساختمان‌ها بر رفتار و فرایندهای ذهنی اند تا بتوانند بهره‌وری افراد را بالاتر برده از طرفی سلامت روان آنها را حفظ کنند. در این نوشته مروری داریم بر چند پژوهش که درباره محیط‌های کار انجام شده است.


مقدمه

سلامت روان، کارآمدی و بهره‌وری در محیط‌های کاری از شاخص‌هایی است که توجه بسیاری از معماران و روانشناسان را به خود جلب کرده است. پژوهش‌های بسیاری انجام شده تا رابطه متغیرهای مختلف و همبستگی میان آنها را بسنجد و به بهینه کردن ‌‌معماری محیط‌ های کاری کمک کند.

البته پژوهشگران این حوزه می‌دانند که ایجاد فضایی ایده ئال تقریباً ناممکن است و همیشه متغیرهایی وجود دارند که حتی می‌توانند ناسازگار باشند. برای مثال نمی‌توانیم محل کاری بسازیم که تمام و کامل به تمام نیازهای روانی یا اجتماعی کارفرما و کارمندان یا کارگران پاسخگو باشد. در اینجا نیز ما از بهترین طراحی ممکن سخن می‌گوئیم. بنابراین پژوهش‌های موجود را باید در جهت و در راستای همین نگاه به کار گرفت.

نیل اوشر مشاور ‌‌معماری محیط‌ های کاری

نیل اوشر مشاور است که سال‌های بسیاری را در کسوت مشاور فضا و معماری کار کرده است و در این حوزه فعال است. به نظر او بیش از دوازده عامل وجود دارد که بر بهبود کارکرد، خلاقیت و سلامت کارمندان در فضاهای کاری تأثیر می‌گذارند و رعایت آنها برای بهره‌وری بیشتر در ‌‌معماری محیط‌ های کاری ضروری است.

به نظر وی هر فضای کاری باید بتواند نور مورد نیاز را برای کارمندان فراهم کند و البته نور طبیعی خورشید مهمترین تأمین کننده آن باشد. اما به این نکته هم اشاره می‌کند که باید کارمندان این اختیار داشته باشند که هر زمان که بخواند نور را حذف یا کاهش دهند.

این نظر اوشر با یافته‌های پژوهشگران دیگری چون مانند سارا چالپها و همکاران هماهنگ است. سارا چالپها و همکاران به این نتیجه رسیدند که نورپردازی روشن در دفاتر کاری با افزایش کارکرد کارمندان در محیط کار رابطه دارد.

نیل اوشر همچنین به اندازه فضاهای کاری توجه کرده است. وی معتقد به فضاهای کاری وسیع است. بر اساس یافته‌های او میزان مساحت موجود به ازای هر نفر نباید کمتر از شش متر مربع باشد. به نظر وی این مقدار فضا می‌تواند فراهم کننده نیازهای روان شناختی و اجتماعی افراد باشد و این احساس را ایجاد می‌کند که ‌‌معماری محیط‌ های کاری ظرفیت پاسخگویی به نیازهای افراد را دارد.

‌‌معماری محیط‌ های کاری

زاها حدید مثالی از استفاده از تحلیل داده‌ها برای بررسی ساختار مکانی

تعداد بسیاری از معماران و طراحان از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای بررسی اثر ساختارهای مکانی بر کارمندان و شاغلان دفاتر اداری استفاده می‌کنند. برای این کار آن‌ها از نرم‌افزارهای متنوع و بسیاری برای تخمین و برآورد میزان روشنایی و نورگیری دفاتر و همین‌طور وضعیت ارتباطات و پیوند کارمندان و شاغلان با یکدیگر و در نهایت رؤیت پذیری محیط داخلی استفاده می‌کنند.

مثالی برای استفاده از تجزیه و تحلیل‌ها و یافته‌های به دست آمده مرکز تحقیقاتی شرکت زاها حدید است. این شرکت نرم‌افزاری را توسعه داده است که در آن محیط‌ها و ‌‌معماری محیط‌ های کاری و شغلی بر اساس پیش‌فرض‌هایی مانند فضای شخصی هر یک از کارمندان طراحی و تعبیه شود. هدف این کار بیشترین استفاده از محیط کاری است.

پژوهش‌ شرکت معماری پرکینز ویل ( perkins+will) درباره نور مصنوعی و ‌‌معماری محیط‌ های کاری

شرکت معماری پرکینز ویل (perkins+will ) پژوهش‌هایی درباره استفاده از نور مصنوعی انجام داده است. با استفاده از این پژوهش‌ها این شرکت به طراحی‌های جدید در ‌‌معماری محیط‌ های کاری دست زده است که طریق آن بتوان نور هماهنگ و لازم برای کارمندان را تأمین کرد. این کار سبب می‌شود از طریق تأمین نور لازم ریتم طبیعی و زیستی بدن را در زمان‌هایی که دفاتر کاری بنا به شرایطی توان گرفتن نور طبیعی را ندارد تنظیم کرد.

تحقیقات این شرکت همچنین نشان می‌دهد نوع طراحی و معماری در فضاها و ساختمان‌های کاری علاوه بر تأثیر و افزایش مهارت‌های خلاقانه می‌تواند بر میزان ترک شغل توسط کارمندان نیز اثرگذار باشد.

202 بازدید

‌‌معماری بیمارستان و مراکز درمانی: معرفی طراحی بهبود بخش

‌‌معماری بیمارستان

معماری بیمارستان : درباره طراحی معطوف به درمان (شفابخش) بیشتر بدانیم

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه: ۶ دقیقه


چکیده: هر روز به پژوهش‌هایی که به مطالعه اثرات طراحی و معماری بیمارستان‌ ها و مراکز درمانی بر بیماران و کادر درمانی می‌پردازند اضافه می‌شود. این پژوهش‌ها عموماً به دنبال بررسی تأثیر ساختمان‌ها بر جسم، رفتار و فرایندهای ذهنی اند تا بتوانند متناسب با کاربری فضا نیازهای روانی، اجتماعی و پزشکی بیشتری را تأمین کنند. در این نوشته به پژوهش دکتر تانجا ولومر درباره عکس‌العمل بیماران به فضای بیمارستان می‌پردازیم و درباره طراحی بهبود بخش یا طراحی معطوف به درمان بیشتر می‌خوانیم.


مقدمه

سلامت جسم و روان، کارآمدی و بهره‌وری در محیط‌های بیمارستانی و مراکز درمانی از شاخص‌هایی است که توجه بسیاری از معماران و روانشناسان را به خود جلب کرده است. پژوهش‌های بسیاری انجام شده تا رابطه متغیرهای مختلف و همبستگی میان آنها را بسنجد و به بهینه کردن این فضاها کمک کند.

البته پژوهشگران این حوزه می‌دانند که ایجاد فضایی ایدئال تقریباً ناممکن است و همیشه متغیرهایی وجود دارند که حتی می‌توانند ناسازگار باشند. برای مثال نمی‌توانیم بیمارستانی بسازیم که تمام و کامل به تمام نیازهای روانی یا اجتماعی بیماران یا کادر درمانی پاسخگو باشد. در اینجا نیز ما از بهترین طراحی ممکن سخن می‌گوئیم. در همین راستا به پژوهش دکتر تانجا ولومر درباره عکس‌العمل بیماران به ‌‌معماری بیمارستان می‌پردازیم.

  

پژوهش دکتر تانجا ولومر درباره عکس‌العمل بیماران به ‌‌معماری بیمارستان

این پژوهش درباره نوع عکس‌العمل بیماران به فضای بیمارستان است. دکتر ولومر دریافت در بخش اعظمی از بیمارستان‌های کشور آلمان، فضاهای بیمارستانی فرایند درمان را پشتیبانی نمی‌کنند. به عبارت دیگر فضاهای بیمارستانی ساخته شده در این کشور آرامش بخش نیست.

بسیاری از بیماران به هنگام بیماری به لحاظ روحی و روانی آسیب‌پذیرتر می‌شوند. اما آنچه در بیمارستان تجربه می‌شود تنش بیشتر است. انتظار کشیدن‌های طولانی در راهروهای باریک بدون هیچ حریم خصوصی قطعاً استرس را بیشتر می‌کند و حتی محیطی که برای نشستن پزشک در نظر گرفته شده است درباره تمرکز و توجه وی بی اعتناست. به طور کلی در فضاهای درمانی احساس امنیت کمتر در نظر گرفته می‌شود. همچنین مطالعات او نشان می‌دهد لامپ‌های نئونی ریتم شبانه‌روزی بیماران را به هم می‌ریزد و روند بهبود بیمار را کاهش می‌دهد.

‌‌معماری بیمارستان : طراحی بهبود بخش یا طراحی معطوف به درمان

دکتر ولومر طراحی معماری خود را “طراحی بهبود بخش یا طراحی معطوف به درمان” نامیده است که در آن نیازهای جسمی، پزشکی و روحی و روانی بیمار در اولویت قرار گرفته است و کاربردپذیری و کاربرد ساختمان در اولویت دوم قرار می‌گیرد.

آن چیزی که “طراحی معطوف به درمان” را متفاوت می‌کند و نقش اساسی را در این مدل بازی می‌کند دیدگاه موجود در این نظریه درباره درک معمار از خود به مثابه یک انسان است. امروزه بیش از گذشته از آرای دکتر ولومر در طراحی معماری بیمارستان‌ها استفاده می‌شود.

بر اساس نتایج پژوهش‌های ولومر، یک مرکز خیریه واقع در شهر برلین از یافته‌های این پژوهش‌ها استفاده کرد. در این پروژه، معماران دو اتاق را بر اساس نیازهای یک بیمار بازطراحی و بازسازی کردند. در طراحی اتاق از رنگ‌های گرم، مواد چوبی استفاده شد و سعی شد اتاق نور کافی داشته باشد. همچنین ابزارها و وسایل پزشکی دور از دید بیمار قرار گرفت. در طول شب صدای دستگاه‌های مربوط به فرایند درمان را کاهش دادند و بیشتر آنها را به مکان دیگری انتقال دادند و دین شکل کیفیت خواب بیمار را با حذف صداهای اضافی افزایش دادند.

در یک پروژه دیگر دکتر ولومر چند پیشنهاد برای افزایش شاخص بهبود بیماران مبتلا به سرطان عرضه کرد. وی در این تحقیق پیشنهاد کرده است اتاق معاینه از اتاق گفتگو متمایز شود که نتیجه آن می‌تواند افرایش صمیمیت میان بیماران باشد. همچنین پیشنهاد کرده است به رابطه سه سویه پزشک، بیمار و بستگان توجه شود و در طراحی اتاق در نظر گرفته شود.

به نظر ولومر اتاق باید به گونه‌ای طراحی شود که میز تاشو در اتاق وجود نداشته باشد و نور به اندازه کافی باشد. چشم اندازها و نماهایی از طبیعت نیز کمک کننده است و در بهبود بیماران تأثیرگذار است. در واقع این چشم اندازها آرامش بخش اند، تنش و اضطراب را کاهش می‌دهند و به بیمار کمک می‌کند تا انسجام بهتر ذهنی را تجربه کند.

دانشگاه توبتگن

دانشگاه توبتگن نیز از نظریه معماری بهبود بخش در یک ساختمان جدید روان‌پزشکی استفاده کرده است. در طراحی ساختمان از کف پوش‌های چوبی در سراسر ساختمان استفاده کردند. طراحی عریض بود به شکلی که نور زیادی به درون ساختمان تابیده می‌شد. در کل طراحی ساختمان تلاش شد احساس حبس بودن کاملاً از بین برود.

در پژوهشی میزان تأثیرات این تغییرات مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان می‌داد ساختمان جدید در مقایسه با ساختمان قدیم علائم تهدید کننده بیماری مانند سفت شدن بدن یا حالت قرار گرفتن در بحران در بسیاری از بیماران در طی انتقال از ساختمان قدیم به جدید حدود هشتاد درصد کاهش یافته است.

شرکت معماری پرکینز ویل و طراحی بهبود بخش

شرکت معماری پرکینز ویل(perkins+will ) نیز از نظریه طراحی بهبود بخش برای معماری مرکز پزشکی دانشگاه راش استفاده کرد. نمای بنا به‌گونه‌ای طراحی شد که ورودی‌های استوانه‌ای روی نما نور بیشتری را به درون ساختمان هدایت کنند. فضای سبز مسقف در ساختمان برای بهبود فضا و تهویه با کیفیت تر در نظر گرفته شد. از همه مهم‌تر در طول طرحی معماران دائماً پژوهش‌هایی انجام می‌دادند تا بتوانند طراحی‌ها بیش از پیش منطبق با نیازهای بیماران و کادر درمانی کنند و روندهای طراحی را بهبود ببخشند.

نتیجه‌گیری

در این نوشته به طور خلاصه به نظریه دکتر ولومر درباره ‌‌معماری بیمارستان ها و مراکز درمانی پرداختم. آن چیزی که “طراحی معطوف به درمان” را متفاوت می‌کند و نقش اساسی را در این مدل بازی می‌کند دیدگاه موجود در این نظریه درباره درک معمار از خود به مثابه یک انسان است. سعی کرده ام گزارشی از طراحی که بر اساس این نظریه انجام شده گزارش کنم و اثربخشی آن را نشان دهم.


در اینجا می توانید درباره این سبک معماری بیشتر بخوانید.

درباره تاثیر معماری بر روان و پژوهش های انجام شده اینجا را ببینید.

معماری منزل : پژوهش‌ها درباره رابطه معماری و روان انسان‌ها می گویند؟

معماری منزل

معماری منزل و روانشناسی

نویسنده: معصومه سلمانی

مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه


چکیده: بسیاری از معماران و روانشناسان باور دارند که محیط‌ها و سبک معماری ساختمان‌ها می‌تواند سبب تاثیرات مثبتی بر رفتارها، خلق و خو و به طور کلی سلامت روان ما شوند و در این باره پژوهش‌هایی انجام شده است. در این نوشته به گزارش چندین پژوهش درباره معماری منزل پرداخته ام.


مقدمه

در این نوشته تلاش کرده ام به پژوهش هایی بپردازم که درباره یکی از مهمترین مکان هایی است که ساعات بسیاری از عمرمان را در آن می گذاریم؛ یعنی خانه. پژوهش هایی که در اینجا ارائه شده به تاثیر ساختار و معماری منزل بر رفتار و فرآیندهای ذهنی ما می پردازد و نقش آن‌ها بر خودآگاه و ناخودآگاهمان را بررسی می‌کند.

نتایج این پژوهش ها برای ایجاد راهبردهایی در طراحی و بهینه کردن فضاست. البته ساخت فضایی ایدئال و کامل که تمام مولفه ها را دربربگیرد ناممکن است. همیشه تفاوت های فردی موثر اند و همه مولفه ها با هم سازگار نیستند.

بنابراین برای مثال ساخت منزلی بی نقض که تمام مولفه های سلامت روان را تامین کند ناممکن است. بیشتر اوقات این پژوهش ها کمک می کنند تا ما معماری منزل یا محیط ها را بهبود ببخشیم و از این طریق مولفه هایی سلامت روان را در محیط تقویت کنیم.

گاهی این پژوهش ها یافته هایی دارند که می تواند حتی جالب، ضد شهود و درک اولیه و ساده ما از محیط زندگی مان باشد. برای اینکه این موضوع را نشان دهم مثالی می زنم. بنای سنت لوئیس در ۱۹۵۴ ساخته شد و به دلیل عدم اتلاف هر گونه فضای نیمه خصوصی در طراحی مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. به مرور زمان چیز دیگری درباره این بنا توجه صاحب نظران را جلب کرد. این محیط برای خرابکاری و وندالیزم مورد استفاده قرار گرفت و به همین دلیل ۱۸ سال بعد تخریب شد!

بنابراین پژوهش هایی که در این نوشته به آنها اشاره شده است در جهت بهبود فرایندهای طراحی معرفی می شوند. البته تعداد این پژوهش ها روز به روز در حال افزایش است و هدف آنها مطالعات تاثیرات محیط بر زندگی روانی و اجتماعی ما هستند. قرار است نتایج این پژوهش ها راهبردهایی برای طراحی های بهتر و منطبق با روان انسان باشد.

تحقیق دنی فریدمن ( Danny Friedman) و اثاث منزل

پژوهشگری به نام دنی فریدمن در تحقیقی گسترده نشان داده است که “کیفیت پایین، شلوغی بیش از حد و چیدمان نامناسب اسباب و اثاثیه خانه می‌تواند بر سلامت، میزان وقوع جرم و تحصیلات افراد تأثیر بگذارد.”

پژوهش لئون فستینگر و رابطه با همسایگان

لئون فستینگر در پژوهشی نشان داد که طراحی معماری منزله می‌تواند سبب رابطه بهتر و مناسب‌تر با همسایگان و رفتارهای انسانی بهتر شود.

پژوهش جوان میرز لوی درباره رابطه ارتفاع سقف منزل و شیوه تفکر

جوان میرز لوی در تحقیقی دریافت میان ارتفاع سقف منزل و نحوه تفکر افراد مختلف رابطه وجود دارد. وقتی افراد نیاز دارند به جرئیات مسئله ای یا شی ای بپردازند، در اتاق ها با سقف کم ارتفاق کارکرد بهتری دارند. اما زمانی که افراد نیاز دارند درباره موضوعات کلی تر و عینی تر فکر کنند فضاهایی با سقف بلندتر و باز حس آزادی بیشتری را فراهم می آورد. با در نظر گرفتن این پژوهش وقتی به دنبال راه حل های خلاقانه تر هستیم فضاهای گشاده تر کمک کننده تر است.

پژوهش دکتر داک کوپک درباره اندازه کوچک منزله و مسائل روانی

رئیس دپارتمان کالج معماری بوستون به نتایجی دست یافته است که نشان می دهد میان آپارتمان های کوچک، مسائل روان شناختی، خشونت خانگی و استفاده از مواد مخدر رابطه وجود دارد. افراد شرکت کننده در این تحقیق بین سی تا چهل سال سن داشتند و عموماً تحت استرس و تنش بسیاری بودند (برای مثال مشاغلی با موقعیت های استرس زا).

تحقیق درباره رابطه استفاده از الکل و محیط کوچک زندگی

یک پژوهش نشان می دهد دانشجویانی که در محیط های کوچک تری زندگی می کردند نسبت به آنها که در محیط های بزرگتری بودند به احتمال بیشتری الکل مصرف می کردند.

پژوهش درباره آپارتمان های کوچک و تمرکز کودکان

همچنین چند تحقیق نشان می‌دهد کودکانی که در آپارتمان‌های کوچک‌تر بزرگ شده‌اند مسائل بیشتری در تمرکز کردن دارند.

پژوهش درباره تاثیر میزان نور بر خلاقیت و عملکردهای شناختی

تحقیقاتی نیز به مسئله تاثیر میزان نور بر کارکرد های افراد پرداخته اند. یک تحقیق در مرکز پژوهش‌های نور نشان می دهد که ساختمان هایی که بیشترین میزان نور را دریافت می‌کنند، می‌توانند خلاقیت و فعالیت ساکنان و شاغلان را از لحاظ ذهنی بهبود ببخشد و تحریک بصری مور نیاز را برای داشتن یک ریتم زیستی مناسب را فراهم کند.

به طور کلی تحقیقاتی که درباره رابطه میزان نور و عملکردهای شناختی انجام شده است نشان می دهد محیط هایی که دارای روشنایی زیاد (مانند فضاها با پنجره های بزرگ) هستند عملکرد شناختی را بهبود می بخشند. علاوه بر فضای منزل نتایج این پژوهش ها برای محیط مدرسه، بیمارستان ها و خانه سالمندان نیز کارایی دارد و عملکرد شناختی را بهبود بخشیده و از زوال عقل پیشگیری می کند.

پژوهش‌های دیگر

وضعیت محیطی بر مجموعه‌ای وسیع از فرایندهای فیزیولوژیکی و رفتاری از جمله ریتم‌های شبانه‌روزی، تحریک و خلق‌وخوی و شناخت انسان تأثیر می‌گذارند. یافته‌های کنونی نشان می‌دهد معماری ای که حس سادگی و پاکیزگی را در کنار تزئینات زیبا ارائه می‌دهد می‌تواند برای افزایش کارایی افراد ساکنان بسیار سودمند و کارا باشد.


در دو پیوند ( اینجا و اینجا ) می توانید مطالب و پژوهش های جالبی را درباره تاثیر معماری و محیط ها بر انسان بیابید.

172 بازدید

تأثیر معماری بر روان انسان: بررسی چند پژوهش جالب

تأثیر معماری بر روان

گزارشی از چند پژوهش جالب درباره تأثیر معماری بر روان انسان

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه: ۶ دقیقه


چکیده: در این مطلب به تأثیر معماری بر روان‌ انسان پرداخته‌ام و برای این کار چند پژوهش مهم و برجسته را گزارش کردم. در مطلب پیشرو درباره چند پژوهش انجام شده درباره تأثیر معماری بر روان انسان، اجتماع، امنیت، وقوع جرم و گروه‌های آسیب پذیر می‌خوانید. در اینجا می توانید اطلاعات بیشتری درباره این موضوع بیابید.


مقدمه

بسیاری از دانشمندان درباره تأثیر محیط بر دستگاه روان انسان و عملکرد آن سخن گفته‌اند. اما اینکه معماری چگونه بر روان ما اثر می‌گذارد هنوز موضوع مبهمی است. این مسئله را می‌توان سوالی میان دو رشته معماری و روانشناسی دانست. ما زمان‌های بسیاری از عمرمان را در میان ساختمان‌ها، شکل‌ها و فرم‌های مختلفی که خود به دست خویش ساخته‌ایم می‌گذرانیم. در شهرها که قدم می‌زنیم همواره با المان‌ها و دست ساخت‌های بشر روبرویم که به نوعی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. پس وقت آن است که بپرسیم تأثیر تأثیر معماری بر روان و زندگی آدمی چیست؟

اهمیت مسئله تأثیر معماری بر روان انسان

اهمیت این موضوع را شاید بیش از همه در رشته‌ای میان رشته‌ای با نام “ روانشناسی معماری محور” ببینیم که دغدغه اصلی‌اش دقیقاً همین ربط و نسبت میان معماری و روان آدمی است. اینکه معماری چه اثراتی بر انسان، احساسات، عواطف، رفتارها و حتی نحوه فکر کردن آدمی دارد. نتایج چنین پژوهش‌هایی قطعاً راهبردهایی برای ساخت و طراحی فضاهای داخلی و خارجی ساختمان‌ها و فضاهای شهری خواهد بود.

در واقع این تحقیقات می‌تواند کمک کند خانه‌ها، محل‌های کار، دیگر ساختمان‌ها و فضاهای شهری به گونه‌ای ساخته شود تا افراد استرس، افسردگی و اضطراب کمتری را تجربه کنند و حتی از این بالاتر لذت و حس زیبا شناختی را بیشتر تجربه کنند. به علاوه می‌تواند از وقوع آسیب‌های اجتماعی مانند خرابکاری، وندالیسم و… جلوگیری کند. بنابراین این پژوهش‌ها معطوف به بهبود سلامت روان و اجتماع از طریق معماری اند و فضاها و فرصت‌های عینی را که معماری می‌تواند در آن مؤثر باشد بررسی می‌کنند.

در ادامه این مطلب به سراغ پژوهش‌هایی می‌رویم که فقط نمونه کوچکی از کارهای انجام شده‌اند که می‌توانند نشان دهنده اهمیت این موضوع برای خوانندگان باشد. در این پژوهش‌ها ساختارهای مغزی، ادراکی و حواس ما فرض گرفته شده‌اند که در مطالب آینده به آنها می‌پردازیم.

نتایج چند پژوهش درباره رابطه معماری و روان

پژوهشگران بسیاری در طول مطالعات خود نشان داده‌اند که معماری‌ای که کیفیت طراحی پایینی دارد در کنار دیگر عوامل می‌تواند سبب اضطراب، افزایش خستگی، تشدید اختلال‌های روانی و همین‌طور ایجاد عدم آسایش جسمی شود. بنا بر شواهد، البته این اثرات فوری و قابل‌رؤیت نیستند ولی پس از دوره‌ای ماهانه یا سالانه به مرور پدیدار می‌شوند. اگر این استدلال را وارونه کنیم می‌توانیم بگویم طراحی فضای بهتر و بودن در محیط معماری بهتر می‌تواند سلامت روان را افزایش دهد.

پژوهش تانجا ولمر درباره تأثیر معماری بر گروه‌های آسیب پذیر

تانجا ولمر پژوهشگری است که دریافته بیماران، سالمندان و خردسالان بیشتر از همه در پیوند با محیط اطرافشان هستند و از آن تأثیر می‌پذیرند. به همین دلیل شرایط مکانی و محیطی می‌تواند بیشتر در روحیه و روان آنها اثر بگذارد. به دیگر سخن هر چه ناامن‌ترایم میزان اثرپذیری ما از محیط بیشتر خواهد بود.

پژوهش دکتر راجر اولریچ و گروه تحقیقاتی‌اش درباره نور کافی ساختمان‌ها

دکتر راجر اولریچ و گروه تحقیقاتی‌اش نیز به این موضوع مهم دست‌یافته است که نور طبیعی می‌تواند ریتم بدن ما را ازجمله گردش خون و جریان خون را تنظیم کند. به علاوه نور طبیعی در بسیاری از محیط‌ها عملکرد بهتر و آسایش را برای انسان به همراه می‌آورد.

با اینکه این موضوع بدیهی است، وقتی بدانیم ما نزدیک به نود درصد از زمان روز را در داخل ساختمان‌ها سپری می‌کنیم که حتی معمولاً نمی‌توانند نور کافی را در طول روز برای ما تأمین نمایند شاید به چنین تحقیقاتی توجه بیشتری کنیم. نتایج توجه به این تحقیقات می‌تواند به راهبردهایی در طراحی فضاها کمک کند. به علاوه اهمیت نورپردازی را برجسته می‌کند که قطعاً در طولانی مدت کارکردهای روانی و جسمی ما را در وضعیت بهینه‌ای قرار می‌دهد.

نور و معماری

معماری شهری و جنگ

تا اینجا بیشتر از پژوهش‌هایی سخن گفتیم که اثرات مثبت طراحی معماری شهری یا ساختمان‌ها را مورد توجه قرار داده است. اما به همین شکل معماری و فضاهای شهری می‌تواند آثار منفی نیز بر زندگی انسان‌ها داشته باشد.

شهرک سازی فشردهبرای مثال بسیاری از معماران معتقدند معماری پس از جنگ جهانی دوم که سبب ساخت خانه‌های بسیار، در زمان کم، فشرده و آپارتمانی شد که بیشتر شبیه جعبه بودند تا خانه بر روان انسان تأثیر بسیاری گذاشته است. آپارتمان‌هایی که به صورت خشنی سرد و بی روح بودند و خالی از هر نوع ویژگی زیبا شناسانه‌ای که بیشتر طبعی نامهربان و خشن را نمایان می‌ساخت و به جای تاکید بر تفاوت‌ها، یکدست کردن آدمیان را به نمایش می‌گذاشت.

معماری و ایمنی و امنیت

فضاهای معماری همچنین می‌توانند احساس امنیت و ایمنی را کمتر یا بیشتر کنند. وجود یا عدم وجود دوربین‌های مدار بسته، سیستم‌های اطفای حریق، سیستم‌های هشدار و… همه و همه مثال‌هایی هستند که نقشی اساسی در ساختمان‌ها و فضاهای شهری بازی می‌کنند و درک ما از احساس امنیت و ایمنی و حتی آرامش را تغییر می‌دهند. همچنین از منظری اجتماعی وجود چنین تجهیزاتی در ساختمان می‌تواند ظرفیت بالقوه جرم یا خرابکاری در محیط‌ها را تغییر دهد.

محیط‌هایی که این مسائل را در نظر می‌گیرند معمولاً در جهت بهبود امنیت و ایمنی گام برمی‌دارند. البته این موضوع را در نظر داشته باشید بنا به نظر دکتر دییزنبرگر این اثرات به صورت کوتاه‌مدت قابل مشاهده نیستند و حتی متوجه نشوید نبود چنین تجهیزاتی چگونه به طور نامحسوس و مزمن بر روان انسان بار اضافه وارد می‌کند.

پژوهش دنیل فریدمن محقق اجتماعی درباره معماری و وقوع جرم

دنیل فریدمن که یک محقق اجتماعی است در طی پژوهشی رابطه‌ای میان وضعیت سکونت و سلامت فردی و همین‌طور تمایل به جرم و علاقه به تحصیل یافته است. وی در طی یک پژوهش نشان داده است که وضعیت نامناسب سکونت کاملاً با عدم موفقیت تحصیلی و افزایش مسائل مربوط به سلامتی و همین‌طور تمایل به جرم همبسته است.

از این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که افزایش و بهبود کیفیت و حتی اندازه محل سکونت، به علاوه افزایش کیفیت منطقه سکونت ازجمله همسایگی محل سکونت اثر بسیار مثبتی در کاهش جرم پذیری و افزایش سلامت بدنی و همین‌طور امور تحصیلی دارد.

در این مطلب تلاش کردم تا درباره پژوهش‌های انجام شده در حوزه تأثیر معماری بر روان و اجتماع صحبت کنم و چند پژوهش مهم و برجسته را گزارش کنم.

199 بازدید

روان و معماری : درباره تأثیر معماری بر روان انسان بیشتر بدانیم

روان و معماری

روان و معماری : ما چگونه با محیط خود ارتباط برقرار می‌کنیم و فضاها چگونه بر ما تأثیر می‌گذارند؟

نویسنده: معصومه سلمانی

زمان مطالعه: ۶ دقیقه


چکیده: در این نوشته تلاش کرده‌ام نگاهی اجمالی به مسئله تأثیر طراحی فضاها و معماری بر روان انسان داشته باشم و به این موضوع در چند بخش پرداخته ام. شما می‌توانید مطالب مفیدی درباره روان و معماری به طور کلی و رابطه معماری با حواس، رفتار، تأثیر متقابل آنها و در نهایت تجربه کاربری به طور جزئی بخوانید.


مقدمه

دانشمندان بسیاری درباره تأثیر محیط بر روان انسان سخن گفته‌اند اما کمتر درباره چگونگی این تأثیر سخن گفته شده است و مطالعات انجام شده هم محدود است. ما زمان‌های بسیاری از طول عمر خود را در ساختمان و فضاهای شهری می‌گذاریم که همه آنها به نوعی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این تأثیر می‌تواند بر  احساسات، عواطف، رفتارها، نحوه فکر کردن و حتی عملکردهای ما در اجتماع باشد.

سوال اینجاست آیا می‌توانیم با آگاهی از این نحوه تأثیر، محیط و فضاها را طوری طراحی کنیم که انسان‌ها سلامت روان بیشتر، اضطراب، افسردگی و استرس کمتری را تجربه کنند؟ و حتی بیشتر از آن بتوانیم لذت و حس زیباشناسی را پرورش دهیم و اجتماع انسانی را با ارزش‌های والاتری سامان دهیم؟

برای اینکه بتوانیم به چنین سوالاتی پاسخ گوییم باید درباره ربط و نسبت فضاها و روان انسان بیشتر بدانیم. کدام بخش‌های روان درگیر فضاها و محیط‌ها می‌شود؟ ما چگونه با محیط خود ارتباط برقرار می‌کنیم و فضاها چگونه بر ما تأثیر می‌گذارند؟ قطعاً پاسخ به این سوالات کمک می‌کند که معماران بتوانند فضاها را طوری طراحی کنند که افراد سلامت روان بیشتری را تجربه کنند.

جسم، روان و معماری

برای اینکه به این موضوع بپردازیم ابتدا باید چیزهایی درباره مغز انسان و چگونگی ارتباطش با محیط اطراف بدانیم. پاول مک لین نظریه‌ای درباره مغزهای سه‌گانه انسان را مطرح کرده است که مغز انسان را به سه بخش تقسیم می‌کند: ۱. مغز قدیم؛ ۲. مغز میانی؛ ۳. مغز منطقی.

روان و معماری

مغز قدیمی که به مغز خزنده نیز معروف است داخلی‌ترین بخش مغز ماست و وظیفه‌اش حفظ بقاست. این بخش میان انسان و همه موجودات حتی خزندگان مشترک است و با قسمت‌هایی از بدن که به فرایندهای غیرارادی مرتبط است رابطه دارد؛ مانند تپش قلب و گردش خون، کارکرد دستگاه تنفسی، دستگاه گوارش، دستگاه ایمنی و کارکردهای ضروری دیگر بدن. از آنجایی که این بخش مربوط به بخش حیاتی و بقای ارگانیسم انسان است بیش از همه می‌تواند بر عملکردهای ما تأثیر بگذارد.

واکنش‌هایی ناخودآگاه افراد به محیط در برابر خطر که به صورت خودکار و سریع انجام می‌شود مربوط به همین مغز خزنده است. همچنین بسیاری از بیماری‌های روحی مزمن در نتیجه واکنش‌های بلند مدت این ناحیه از مغز به منزله نوعی واکنش به محیط اطراف است. بنابراین این بخش مغز به طور ناخودآگاه تأثیر پذیری بسیاری از محیط دریافت می‌کند و به سرعت به آن واکنش نشان می‌دهد.

می‌دانیم که تجربه اضطراب فقط مربوط به فضاها نیست. همه ما در زندگی روزمره به فراخور کار، روابط بین فردی، تحصیل و فقدان عزیز از دست رفته‌ای ممکن است اضطراب را تجربه کنیم. اما موضوع در اینجا این است که آیا محیط می‌توانند خود سبب ایجاد، کاهش یا افزایش اضطراب شود؟ آیا فضا و محیط می‌تواند طوری طراحی شود که مستقیماً بر سلامت روان، کاهش استرس و تنش کمک کند؟

نقش حواس

در اینجا شاید بهتر باشد به این موضوع بپردازیم که انسان چگونه به طور کلی از محیط تأثیر می‌پذیرد. اولین ورودی اطلاعات برای انسان حواس اوست یعنی چیزی که از طریق حس‌های پنجگانه خود درک می‌کنیم. حواس ما نحوه تفکر، احساسات و کنش‌های ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این یعنی حواس ما بر تمام بدن ما اثر می‌گذارد.

اگر حواس ما به شکل مثبتی تحریک شده باشد، احساس آرامش خواهیم کرد مانند موسیقی ای آرامش بخش یا بویی خوشایند یا منظره‌ای زیبا. و برعکس دیدن فضایی به هم ریخته یا بوی ناخوشایند می‌تواند احساساتی ناخوشایند را در ما ایجاد کند.

اگر بخواهیم این موضوع را به هر فضای بیرونی و در اینجا معماری و فضاهای شهری تعمیم دهیم می‌توانیم بگویم معماری می‌تواند تفکر، احساسات و رفتارهای ما را تغییر دهد. برای مثال فضاها و مکان‌هایی می‌توانند احساسات ما را تحریک کنند و سبب انگیزه بیشتر یا بهبود کارکرد و حتی افزایش تمرکز ما در حین کارهای مختلف شود.

برای احساس آرامش در یک مکان تهویه مطبوع، دمای مناسب، نورپردازی، حضور گیاهان درون محیط، مواد به‌کاررفته برای ساخت و طراحی محیط، روش‌های ساخت و … همه در کنار هم می‌توانند نقش اساسی را برای ایجاد محیطی سالم‌تر فراهم آوردند. به همین صورت برعکس، فضاها می‌توانند احساس عدم آسایش روانی را ایجاد کنند و ما را بیش از اندازه حساس و مضطرب کنند.

تأثیرات متقابل روان و معماری

شاید تعجب کنید اما ساختمان‌ها و فضاها حتی می‌توانند بر میزان مسئولیت پذیری، وفاداری و حتی هویت یابی شخصیتی تأثیر بگذارند. ساختارهای مکانی الگوهای خاصی از رفتار را ایجاد می‌کنند و نوع طراحی ساختمان یا استفاده از تجهیزات می‌توانند هدایت کننده رفتار انسان‌ها به سوی رفتارهای سازگارانه تر و سازنده باشد. معماری می‌تواند حس تعلق را در مخاطبان ایجاد کند و در نتیجه احساس مسئولیت پذیری را تقویت کند.

اینکه چگونه می‌توان چنین کاری را در فضاها انجام داد قطعاً از پروژه‌ای به پروژه دیگر متفاوت است. در یک اداره شاید آن چیزی که باید در طراحی لحاظ شود حس وفاداری است و در یک بیمارستان مخاطبان نیاز دارند تا احساسی از اعتماد و امنیت را در محیط تجربه کنند. بنابراین ساختمان‌ها بر اساس کارکردهایش می‌توانند تأمین کننده نیازهای مشخص روانی باشند.

 

روان و معماری و رفتار

شاید در این نوشته کوتاه مجال آن نباشد که توضیح دهیم چگونه معماری حتی بر رفتارهای ما تأثیر می‌گذارد و آنها را پیچیده یا ساده می‌کند. اگر طراحی فضاها به گونه‌ای باشد که جلوی الگوهای رفتاری و حرکتی ما را بگیرد بسیاری از افراد محدودیت در کنش‌ها و حرکت را تجربه می کنند که نتیجه آن می‌تواند تجربه روانی خشم، خستگی و تنش روانی و جسمی باشد. برعکس این موضوع هم صادق است. طراحی‌هایی که آزادی و تناسب رفتاری را در نظر می‌گیرند می‌توانند احساس آرامش بیشتری را به مخاطبان هدیه کنند.

کاربری فضا و روان

برخی مکان‌ها کارکرد خاصی دارند. ما از خانه انتظار آرامش و آسایش داریم یا دوست داریم بیمارستان احساسی از امید و زندگی را در ما بیدار کند. در مدارس می‌خواهیم احساس کنجکاوی و شور و هیجان را در ما پرورش دهد و از ساختمان‌های اداری توقع داریم در محیط کاربری خود تمرکز، خلاقیت و نظم را افزایش دهد. وقتی این شاخص‌ها رعایت نمی‌شود افراد احساساتی چون دل‌زدگی، کسالت و کلافگی را تجربه می‌کنند و حتی ممکن است سبب تقویت الگوهای رفتاری مخرب و پرخاشگرانه در محیط شود. اسباب و اثاث تمام ساختمان‌ها از این امور مستثنی نیست و بسیار خوب است که بنا بر کاری که در فضایی می‌خواهیم انجام دهیم از مشاوران خبره کمک بگیریم تا تجربه کاربری بهتری را رقم بزنیم.


در اینجا می توانید یک مجموعه جالب از پژوهش هایی که در حوزه معماری و روان انسان انجام شده بخوانید.

224 بازدید